شمس الدين حافظ

612

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

528 - « برات خوشدلى » چه بودى ار دلِ آن يار مهربان بُودى ؟ * كه حال ما نه چنين بودى ، ار چنان بودى گرم زمانه سرافراز داشتى و عزيز * سَرير عزّتم آن خاك آستان بودى به خواب نيز نمىبينمش چه جاى وصال * چو اين نبُود و نديديم يارى آن بودى بگفتمى كه چه ارزد نسيمِ طُرّهء دوست * گرم به هر سر مويى هزار جان بودى براتِ خوشدلى ما چه كم شدى يا رب ؟ ! * گرش نشانِ امان از بَدِ زمان بودى ز پرده كاش برون آمدى چو قطرهء اشك * كه بر دو ديدهء ما حُكمِ او روان بودى اگرنه دايرهء عشق ، راه بربستى * چو نقطه حافظِ سرگشته در ميان بودى * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( اگر قلب آن زيباروى با ما سر مهر و محبت داشت ، حال ما به اين درجه سخت و زار نبود ) معنى بيت ( 2 ) ( اگر روزگار مرا عزيز و گرامى مىداشت ، تخت ارجمندى و عزت من زمين درگاه محبوب و خاك آستان جانان مىشد ) معنى بيت ( 3 ) ( او را به خواب هم نمىبينم چه رسد به وصال ديدار ، وقتى كه اين ديدار ميسر نمىباشد ، پس به خيال او دلخوشم ) معنى بيت ( 4 ) ( اگر در برابر يك تار گيسوى يار هزار جان داشتم ، ارزش موى پيشانى محبوب را معين مىكردم زيرا به هزار جان مىارزد ) معنى بيت ( 5 ) ( اى خدا ، خوشى و صفاى خاطر ما چه چيزى را كم مىكرد و چه ضررى داشت كه آن را از ما گرفتى ) معنى بيت ( 6 ) ( كاش محبوب مانند قطره اشك از پردهء نهان بيرون مىآمد تا فرمانش را بر جان مىگذاشتم و تسليم محض او مىشدم ) معنى بيت ( 7 ) ( اگر عشق دايره‌وار راه را مسدود نمىكرد ، حافظ عاشق و بيدل مانند نقطه در ميان حلقهء محبت گرفتار نبود و مركز دايره نمىشد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - انجام اين نيت با دشواريهاى فراوانى همراه مىباشد ، به صلاح جناب‌عالى است از آن صرف‌نظر كنيد زيرا كسى از آينده خبر ندارد ، چه بسا اتفاقاتى در آينده بوجود مىآيد كه انسان با خود مىگويد : كاش صبر مىكردم و اين موقعيت را از دست نمىدادم . 2 - اگر اهل تحمل رنج و سختى فراوان مىباشيد ، به دنبال اين نيت باشيد زيرا زير و بم فراوان دارد و بايد سختىها و شدايد آن را متحمّل شويد و گرنه از آن چشم بپوشيد ، بهتر است . 3 - فردى بلندقد ، چهارشانه ، سفيدروى با موى بلند در كمين شماست ، از او برحذر باشيد زيرا قصد اغفال شما را دارد و با زندگى شما بازى مىكند ، پس با كياست و تدبير عمل كنيد و اسرار زندگى را فاش نسازيد . 4 - همسر يا پدرتان دچار گرفتارى شديد مىباشد كه نمىتواند با كسى در ميان گذارد ، با حوصله و صبر به كمك او بشتابيد كه بسيار مفيد است . 5 - بيمارتان را جهت بهبودى گلاب يا بيدمشك يا آب انجير بدهيد ، فعلا از مسافر خبرى دريافت نمىكنيد و گمشده پيدا نمىشود ، خريدوفروش تفاوت چندانى ندارند ، در معامله‌اى زيان خواهيد ديد ولى جبران مىشود . 6 - با توجه به بيت‌هاى غزل روحيه جناب‌عالى چنين است : از درك و فهم عجيبى برخورداريد ، مستعد افسردگى مىباشيد پس سعى كنيد پيرامون مسايل استرس‌زا و پريشان‌كننده نرويد ، به دوستان خود وفادار و باگذشت بوده ، تجمل و ظواهر را حفظ مىكنيد ، از دريا و مناظر جنگل لذت مىبريد از اينكه دل كسى را به دست آوريد ، احساس غرور عجيبى به شما دست مىدهد ميل داريد به همسر خود نهايت محبت را مبذول داريد اما نسبت به او شكاكيد كه اين شك شما بىمورد است .